گاهی از من ...
کسی چه می داند چه روزی حصار پرواز مرغ خیال را خواهند شکست؟!
وچه می داند کسی که از خیال آب چه خواب ها خواهد گذشت؟!
پرواز چند حرفی است ؟ پروازکه حرف ندارد حرف هایش رادر سکوت هنگام سقوط برگ ها با درخت می گوید...
یا پاییز با پرواز چه رویایی خواهد ساخت ؟
امروز صبح پاییز تن درختان خسته را می تکاند و من در راه مدرسه کاغذ هایی سخت آزرده را
پای درختان به یادگار می گذاشتم
یادگاری که یادشان دهد از ریختن پرهایشان دلگیر نباشند و از پاییز که پرواز می دهد
برگ ها را بگذرند...و شاید سقوط آغاز پرواز نو و بی انتها باشد...
از (عسل)
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 17:47 توسط عسل
|